تبليغاتX
چرا که نه؟؟؟؟!!!!

چرا که نه؟؟؟؟!!!!
قالب وبلاگ


در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.


In a tourism filled city of Skagen you can see this incredible natural sight. This city is the most northern point of Danish people…..where the Baltic sea “meets” the North sea. Two different seas can not be combined together thus creating this line

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مبارکه الرحمن:

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ M ] [ ]

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟


پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار

سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !

فرشو پهن کردیم پشت بوم ، همسایه میگه شستین گذاشتید خشک بشه ؟

گفتم پَ نَ پَ انداختیم ویتامین D جذب کنه تا رنگ گُلاش ثابت بمونه !
غذا مونده روی گاز خاکستر شده

اومده میگه سوخته ؟ گفتم پَ نَ پَ بیش از حد جا افتاده ! کل خونه همسایه رو سیاه کشیدن ، رفیقم میگه یعنی کسی فوت کرده ؟ گفتم پَ نَ پَ معدل بچشون شده ۱۹٫۹۹ ، واقعا خدا بهشون صبر عنایت فرماید !

داشتم کارتون تماشا میکردم..داییم میکه کارتون میبینی؟ پـَـــ نــه پـَـــ کیسه فریزر میبینم


گدا : دستشو دراز کرده به مرده !
مَرده میگه : پول بدم ؟
گدا می گه : پَ نه پَ بزن قدش
!

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ M ] [ ]

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ M ] [ ]
آخی گوگولی !!!!!

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ M ] [ ]

کارگر خسته و درمانده بود، در راه به صندوق صدقه ای رسید، سکه از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد
ناگهان...!
نگاهش به جمله ای روی صندوق صدقه افتاد!!!
منصرف شد و به راه خود ادامه داد...

.

.

.

(صدقه عمر را زیاد میکند)


[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ M ] [ ]
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار

خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب
خوش به‌حالِ آفتاب

ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می‌که می‌باید تُهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای‌ دریغ از ما اگر کامی‌نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ

اینم یه شعر بهاری .اگه نظر نداده بری ایشا.. سی پی یوت بسوزه

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ ] [ M ] [ ]
مادر موهای دخترک را نوازش می کند و لالایی می خواند .دخترک در دلش با خدا حرف میزند:

-خداجون  مامانو و بابامو اونقدر پولدار کن تا برام هزار تا عروسک و یه عالمه شکلات بخرن.

صدای دخترک خیلی زود به آسمان می رود.حال اتاق او پر است از عروسک های خشک و بی روح و بادکنک های تو خالی .

دخترک تنها توی همان اتاق زیر نور ماه گریه می کند

بیاین قدر چیزایی که داریم رو بدونیم .بابای راستی نظر نمیشه فراموش

[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ ] [ M ] [ ]
گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی. نوروز پیشاپیش
مبارک.


*بچه ها پيشا پيش عيدتون مبا
رك*
happy new year
بايراموز مبارك
999999999999999999999999سال به اين سالها......
*عيد خوش بگذره*

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]
دهقان پیر با ناله میگفت : ارباب آخر درد من یکی دوتا نیست . باوجود این همه بدبختی نمیدانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است ؟ دخترم همه چیز را دوتا میبیند : ارباب پرخاش کرد و گفت: بدبخت , چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی : مگر کور هستی نمی بینی که چشم دختر من هم چپ است ؟ دهقان گفت : چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست دختر شما همه این خوشبختی ها را "دوتا" میبیند ولی دختر من این همه بدبختی را ...

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]

اگر بامداد امروز به هنگامی که از خواب برخاستید,دیدید که میزان سلامتی تان بیشتر از بیماری تان است,خوشبخت تر از میلیونها انسانی هستید که در همین هفته جان می سپارند

---------------------------------------------------------------

اگر هرگز خطر جنگ,تنهایی زندان,رنج,شکنجه یا درد گرسنگی را تجربه نکرده اید,جلو تر از صد میلیون نفر از مردم جهان هستید

-------------------------------------

اگر میتوانید بدون نگرانی از آزار بازداشت,شکنجه یا مرگ به عبادت بپردازید,وضعتان بهتر از 3میلیارد دیگر از جمعیت جهان است

----------------------------

اگر در یخچالتان خوراک و بر بدنتان پوشاک دارید و اگر دارای سرپناه و جایی برای خوابیدن هستید,ثروتتان بیشتر از 75% از مردم گیتی ست

-----------------

اگر در بانک و در کیف بغلتان پول دارید,جزء 8% از مردم غنی دنیا هستید

--------

اگر میتوانید این نوشته را بخوانید,خوشبخت تر از 2میلیارد نفری هستید که از سواد محرومند

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]

دختری به کوروش بزرگ گفت من دوستت دارم و عاشقت هستم . . .

کوروش گفت لیاقت تو برادر من است که بسیار زیبا تر و دلاور تر از من

است و الآن پشت سر شماست !

دختر برگشت اما پشت سر او هیچ کس نبود !!!

کوروش بزرگ گفت اگر تو عاشق من بودی ،

هیچ گاه پشت سرت را نگاه

نمی کردی .

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]

سيلوووووووووووووم .چطوريد چند تا جُكك نوشتم بخونيد اميدوارم خوشتون بياد راستي نظر نشه فراموش.

چيزسه تا دیوونه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین

میپرن و میگن: ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی
ساکت نشسته!
رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه سومی رو مرخص کنه. ازش
پرسید: تو چرا با دوستات نمی پری؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف
ماهیتابه چسبیدم

شماره ناشناس
ناشناس : سلام خوشگله ، دوست پسر داری ؟
-بله ، شما؟
-من داداشتم ، صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم.


شماره ناشناس بعدی :

-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ......واقعا که ...:(
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو.





باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟

عمو زنجیر باف جان

ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟



هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...

فردا یه عالمه کار داری،
 
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه



کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری



[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]

برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند .

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است .

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید.

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی. بی‌حالی شما را از بین می‌برد

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید.

اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد .

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود.

البته من فكر ميكنم رنگ زرد بدتر افسردگي مياره!!!!

راستي نظر يادت نره

 

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم


دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
... ... دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
...

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد.


به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود
و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا !
رفته دستشویی الان میآد.........

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]
دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!

*
مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!


*
لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.

*
دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
 
میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!!

*
دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
 
می گم پـــ نه پـــ رفتم مرحله بعد!!!

*
به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
 
پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!!

*
رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
 
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

*
تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می گم:پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!!!

*
رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟

 پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!


هه هه بخندين ديگه.راستي نظر يادتون نره.


[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ ] [ M ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلاااااااااااام به وبم خوش آمدید
امکانات وب

كد ماوس

ایران رمان